Personal Information

Name
شهید ثالث قاضی نورالله شوستری
Gender ♂️ Male
Died 1090 آکره هند

Parents ( 1 )

Father
شریف الدین شوستری

Spouses ( 1 )

Spouse
Unknown
Children ♂️ علاءالدین شوستری

Events

1090
Death Mortal life terminates.

📍 آکره هند

Additional Information

Additional Info

سید نورالله حسینی شوشتری ( -) یا مرعشی معروف به قاضی نورالله شوشتری یا ، ، ، ، و شاعر در است. شوشتری تالیفات بسیاری از جمله ، ، و مصائب النواصب دارد. او قاضی القضاة بود و بر اساس ، می‌داد. او سرانجام با بدگویی بدخواهان، به فرمان جهانگیرشاه به محکوم شد و به قتل رسید. وی در آگرای مدفون است.

 

سید نورالله حسینی شوشتری
، ، و شاعر شیعه

مزار قاضی نورالله شوشتری در آگرا،
اطلاعات فردی
لقب قاضی نورالله شوشتری •
تاریخ تولد سال ۹۵۶ قمری
زادگاه شوشتر
محل دفن آگرا،
تاریخ شهادت سال ۱۰۱۹ق
اطلاعات علمی
استادان مولا عبدالواحد شوشتری (تستری)• مولا محمد ادیب قاری تستری • ملا عبدالرشید شوشتری
شاگردان شیخ محمد هروی خراسانی • مولا محمد علی کشمیری • سید جمال الدین عبدالله مشهدی
محل تحصیل • هند
اجازه روایت از ملا عبدالرشید شوشتری، مولا عبدالواحد شوشتری
تألیفات •
سایر قاضی القضات هند • بر اساس

ولادت و نسب

سید نورالله حسینی مرعشی در سال در شوشتر از شهرهای خوزستان به دنیا آمد. تبار وی به می‌رسد. پدر او سید شریف الدین، از علمای عصر خود بود. سید شریف الدین دارای آثاری در و بود. اجداد قاضی نورالله به نجم الدین محمود حسینی مرعشی آملی که از به شوشتر هجرت کرد بازمی‌گردد. قاضی نورالله همواره به پیوند خود به این سلسله افتخار می‌کرد و این مسئله در آثارش نمایان است.

فرزندان

قاضی نورالله شوشتری ۵ پسر داشت که هر یک از آنان از نویسندگان، شاعران و علمای عصر خود به شمار می‌روند و دارای تألیفاتی هستند:

  1. شریف الدین (۹۹۲ـ ۱۰۲۰ ق)
  2. علاء الملک
  3. (۱۰۰۴ـ ۱۰۴۶ق)
  4. (ت۱۰۱۲)

تحصیلات

سید نورالله، در شوشتر به تحصیل علم پرداخت. علوم نقلی و عقلی را نزد پدرش آموخت و طب را نزد حکیم فراگرفت. و از معلمان او بودند. او در ۲۳ سالگی در سال ۹۷۹ (ه‍.ق) به همراه برادر کوچکترش سید وجیه الدین محسن برای تحصیل به رفت.

قاضی نورالله در مشهد در درس حاضر شد و بیشترین بهره علمی خویش را در زمینه‌های ، ، و و از او کسب کرد. او از درس ، ادبیات عرب و تجوید را فراگرفت و در ادامه تحصیل از بزرگانی کسب کرد. از آن میان می‌توان به فرزند (مؤلف کتاب در اعتقادات) و همچنین اشاره کرد.

هجرت به هند

سید نورالله در سال ۹۹۲ یا ۹۹۳ق مجبور به ترک و مهاجرت به شد. علت این مهاجرت، مصیبت‌های مداوم و فجایع و شورش‌های مکرر در مشهد بود؛ به طوری که در یکی از حملاتِ ازبک‌ها به مشهد، برادرش کشته شد. در این زمان هنوز رسما بر تخت ننشسته بود. بی‌ثباتی سیاسی ، سید نورالله را وادار به مهاجرت به محل امن‌تری کرد. هندوستان در آن زمان یکی از آرام‌ترین دوران تاریخ خود را سپری می‌کرد.

شاید این آرامش هندوستان، به روحیه بازمی‌گشت که در آن زمان بر آن سرزمین حکمرانی می‌کرد. اکبر شاه، پسر همایون شاه، نوه بابر و از نسل در ۱۴ سالگی به سلطنت رسید و لیاقت و درایت ازخود نشان داد و ممالک ، و و را به تصرف خود درآورد و سلطنتی بزرگ تشکیل داد و شهرها و آبادی‌های بی‌شماری بنیان نهاد.

اکبر شاه علی‌رغم علاقه فراوان به عمران و آبادی، و عنایت خاصی که به مسائل فلسفی داشت، اما عقیده چندان محکمی نسبت به دین خاصی نداشت. همین نگرش اکبر شاه به دین، او را به فکر ارائه دینی برآمده از ادیان مختلف انداخت.

قاضی نورالله شوشتری به هنگام ورود به آگره، اول به دیوان در فتح پور سکری نزد ابوالفتح ، طبیب حاذق ایرانی و شاعر بزرگ رفت. مسیح‌الدین گیلانی بعد از فراگیری علوم و فنون در سال ۹۸۳ ق. وارد هندوستان شد و به خاطر قابلیت و استعداد خویش در زمره مقربان اکبرشاه درآمد. مسیح الدین، شوشتری را به اکبر شاه معرفی کرد. سید نورالله شوشتری، کتابی که درباره نوشته بود، به شاه اهدا کرد. اکبر شاه به او و کتابش بسیار علاقمند شد.

اصحاب تراجم نقل کرده‌اند که قاضی نور الله، اولین عالمی بود که در هند اظهار کرد و به آن دعوت نمود و با علمای مخالف جلسات مناظره تشکیل داد.

قاضی القضات هند

سید دو ماه در آنجا سکونت داشت. بعد از آن به همراه اکبر شاه به رفت. قاضی لاهور، پیرمردِ سالخورده‌ای به نام «شیخ معین» بود. دستور بازنشستگی او را صادر کرد و سید نورالله به جای او منصوب شد.

شوشتری پیش از آنکه بر منصب «قاضی القضاة» بنشیند، به اکبرشاه گفته بود می‌تواند مسائل دینی را بر اساس منابع اصلی آنها ارزیابی و بررسی کند و در نتیجه ناچار نیست که همواره از یکی از مذاهب فقهی پیروی کند؛ با وجود این در اجتهاد خود از حدود فقه سنّتی فراتر نخواهد رفت و بر اساس یکی از (، ، یا ) فتوا خواهد داد.

اکبرشاه علی رغم بودن قاضی، به خاطر توانایی‌ها و صلاحیت‌هایش او را به این سمت منصوب کرد. قاضی نورالله به دلیل آگاهی گسترده‌ای که درباره فقه مذاهب چهارگانه و اختلاف آنها با یکدیگر داشت، می‌توانست احکامی را که بیشتر به سود مردم و همچنین نزدیک‌تر به مذهب شیعه بود برگزیند. به همین جهت با اینکه خود سنی متعصبی بود و با سیاست‌های اکبرشاه دشمنی سرسختانه‌ای داشت، عدالت، شرافت و علم قاضی نورالله را می‌ستود.

فعالیت‌های علمی و آثار

کتاب
كتاب
کتاب

مولف درباره زندگی علمی او می‌نویسد:

«مرحوم شوشتری شخصیتی بود فاضل، عالم، متدین، صالح، علامه، ، ، حکیم، ، آگاه به سیره‌ها و تواریخ، جامع فضیلت‌ها، جامع تمامی علوم، شاعر و نویسنده. شعرش مورد تحسین بوده. به زبان فارسی و عربی شعر می‌سرود و اشعار و قصیده‌های مشهوری در مدح (ع) دارد...»
  • نمونه‌ای از سروده شوشتری در باره
شه سرير ولايت علیِّ عالى قدر
كه كُنه او نشناسد جز إيزد متعال‌
بقرب پايه حقش نمى‌رسد هر چند
ز شاخ كند وهم نردبان خيال‌
بكار أهل طرب جود او چنان آمد
كه ماند مرحله‌ها در عقب بَريدِ سؤال‌
سؤال خاتم از او بى‌محل ميان نماز
لطيفه‌ايست نهانى ز إيزد متعال‌...
خوشا دمى كه شوى ساقى شراب طهور
مواليان تو نوشند جام مالامال‌
ز جذب لطف تو دارم اميد آنكه كند
بخاک كوى تو فارغ مرا ز فكر مآل‌
بغير از اين حسنه هيچ مدّعايم نيست‌
جز اين دعا نبود بر زبان مرا مه و سال‌
اميدوار چنانم كه مستجاب كند
دعاى خسته دلان لطف ايزد متعال‌

مناظرات علمی

از مناظره‌های قاضی نورالله می‌توان به مناظره او با عبدالقادر بن ملکوک شاه بدوانی از عالمان اشاره کرد. او در کتاب منتخب التواریخ خود از آن یاد می‌کند. همچنین مناظره شوشتری با که قاضی نورالله خود در به آن اشاره می‌نماید.

شاگردان

قاضی نورالله، را بر مبنای مذاهب پنجگانه ؛، ، ، و برای طلاب هر مذهب تدریس می‌نمود و در خاتمه و بیان اقوال، نظر شیعه را با ظرافتی خاص بر کرسی می‌نشاند. جوّ ضدشیعی و رابطه مخفیانه شاگردان شیعی‌مذهب و همچنین قاضی نورالله، موجب شد که غیر از چند تن که آن هم برخی از فرزندان قاضی بوده‌اند، نام شاگردان دیگر وی در تاریخ به ثبت نرسد و تنها نام این بزرگان در دفتر باقی بماند:

  1. محمد هروی خراسانی
  2. محمد علی کشمیری
  3. سید جمال الدین عبدالله مشهدی

شهادت

قاضی سید نورالله شوشتری در زمان پادشاهی فرزند در سال به اتهام شیعه بودن، در زیر ضربات شلاق به رسید. دلیل شهادت وی، نوشتن کتاب و بنابر نقلی بود. در نتیجه این حادثه، نورالله شوشتری به معروف شد و مزار او در (اکبر آباد) زیارتگاه مسلمانان شبه قاره گردید. نحوه شهادت او را چنین می‌آورد:
«قاضی نورالله مشغول به قضاوت و همچنین نویسندگی در خفاء بود تا اینکه از دنیا رفت و بر تخت نشست. علمای دربار و مقرب درصدد فتنه و برانگیختن شاه علیه قاضی برآمدند و نزد او به سعایت پرداختند، که قاضی است و خود را ملزم به نمی‌داند و فتوایش با فتوای مذهب تطبیق می‌کند. جهانگیر شاه بیان آنان را برای اثبات قاضی کامل ندانست و گفت: این دلیل کامل نیست چرا که او از اول قضاوت را به شرط اجتهاد خود پذیرفته است. آنان به حیله دیگری دست زدند. شخصی را وا داشتند تا به عنوان شاگرد نزد قاضی رفت و آمد کند و خود را معرفی کند. وی پس از رفت و آمد بسیار و جلب اطمینان قاضی، به نوشته‌های او از جمله پی برد و درخواست آن را نمود. وی کتاب را از قاضی گرفت و از آن نسخه‌ای برداشت و نزد علمای دربار برد. آنان نیز این کتاب را به عنوان سند تشیع قاضی نورالله به عرضه کردند و به سلطان گفتند که او در کتابش چنین و چنان گفته است و استحقاق اجرای حد دارد. جهانگیر شاه گفت: حدش چیست؟ آنان گفتند: ضربه زدن با شلاق... شاه کار را بر آنان واگذار کرد و آنان بلافاصله حد را اجرا کردند. قاضی نورالله در سال ۱۰۱۹ق در حالی که حدود هفتاد سال عمر داشت در زیر شلاق به شهادت رسید. می‌گویند بر بدن قاضی نورالله با چوب خاردار آنچنان زدند که بدنش قطعه قطعه شد.»

تک‌نگاری

کتاب «فیضُ الاله فی ترجمةِ القاضی نورالله» نوشته جلال‌الدین حسینی، سرگذشت‌نامه قاضی نورالله شوشتری است، که به زبان عربی، در ۱۳۱ صفحه، توسط چاپخانه شرکت سهامی طبع کتاب، در سال ۱۳۶۷ق/ چاپ شده است.

پانویس

  1. شوشتری، مجالس المؤمنین، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۷۱.
  2. شوشتری، احقاق الحق(مقدمه)، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۱۰ - ۱۱۱.
  3. شوشتری، احقاق الحق(مقدمه)، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۸۴؛ افندی اصفهانی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۵، ص۲۶۵؛ اطهر رضوی، شیعه در هند، ۱۳۷۶ش، ص۳۴۰.
  4. شوشتری، احقاق الحق(مقدمه)، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۸۲.
  5. حسینی، فیض الاله، ۱۳۲۷ش، ص۲۱؛ اطهر رضوی، شیعه در هند، ۱۳۷۶ش، ص۵۴۰-۵۴۱.
  6. دهخدا، لغتنامه دهخدا، ج۵،، ص۳۱۸۰.
  7. تذکره علمای امامیه پاکستان، سید حسین عارف نقوی، ترجمه دکتر محمد هاشم، ص۱۵.
  8. کتاب‌شناخت سیره معصومان، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور.
  9. حسینی، فیض الاله، ۱۳۲۷ش، ص۳۹؛ اطهر رضوی، شیعه در هند، ۱۳۷۶ش، ص۳۴۳.
  10. شوشتری، الصوارم المهرقه، ۱۳۶۷ق، ج۱، ص۱۴.
  11. شوشتری، الصوارم المهرقه، ص«کح» (فیض الآله).
  12. شوشتری، احقاق الحق(مقدمه)، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۶.
  13. التستري، إحقاق الحق، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۹۰.
  14. شوشتری، مجالس المؤمنین، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۵۷۲ و ۵۷۳.
  15. شوشتری، احقاق الحق، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۱۰ و ۱۱۱.
  16. حائری، روزشمار قمری، ۱۳۸۱ش، ص۱۶۸.
  17. خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ش، ج۸، ص۱۶۱-۱۶۲.
  18. شوشتری، احقاق الحق(مقدمه) ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۵۹.
  19. حسینی، فیض الاله، ۱۳۲۷ش، ص۳۲.
  20. حسینی، فیض الاله، ۱۳۲۷ش، ص۳۳.
  21. حسینی، فیض الاله، ۱۳۲۷ش، ص۱۶.
  22. قمی، فوائدالرضویه، ۱۳۶۷ش، ص۶۹۷.
  23. حسینی، ، ۱۳۲۷ش.

منابع

  • افندی اصفهانی، میرزا عبدالله، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، تحقیق سید احمد حسینی، قم، مطبعة الخیام، ۱۴۰۱ق.
  • حسینی، جلال‌الدین، ، بی‌جا، چاپخانه شرکت سهامی طبع کتاب، ۱۳۲۷ش.
  • خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات، قم، اسماعیلیان، چاپ اول، ۱۳۹۰ش.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغتنامه.
  • شوشتری، سید نورالله، احقاق الحق و ازهاق الباطل، قم، کتابخانه حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
  • شوشتری، سید نورالله، الصوارم المُهرقة فی نقد الصواعق المُحرقة (ابن حجر الهیثمی)، تهران، مشعر، ۱۳۸۵ش.
  • شوشتری، سید نورالله، مجالس المومنین، تهران، کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۷۷ش.
  • اطهر رضوی، عباس، شیعه در هند، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۶ش.
  • عارف نقوی، سید حسین، تذکره علمای امامیه پاکستان، ترجمه محمدهاشم، مشهد، آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، ۱۳۷۰ش.
  • قمی، شیخ عباس، فوائد الرضویة فی أحوال علماء المذهب الجعفریة، تهران، کتابخانه مرکزی، ۱۳۶۷ش.