Personal Information
|
Name
|
شهید ثالث قاضی نورالله شوستری
|
|
| Gender | ♂️ Male | |
| Died | 1090 | آکره هند |
Parents ( 1 )
|
Father
|
شریف الدین شوستری | |
Spouses ( 1 )
|
Spouse
|
Unknown | |
| Children |
♂️ علاءالدین شوستری
|
|
Events
📍 آکره هند
Additional Information
|
Additional Info
سید نورالله حسینی شوشتری ( -) یا مرعشی معروف به قاضی نورالله شوشتری یا ، ، ، ، و شاعر در است. شوشتری تالیفات بسیاری از جمله ، ، و مصائب النواصب دارد. او قاضی القضاة بود و بر اساس ، میداد. او سرانجام با بدگویی بدخواهان، به فرمان جهانگیرشاه به محکوم شد و به قتل رسید. وی در آگرای مدفون است.
ولادت و نسبسید نورالله حسینی مرعشی در سال در شوشتر از شهرهای خوزستان به دنیا آمد. تبار وی به میرسد. پدر او سید شریف الدین، از علمای عصر خود بود. سید شریف الدین دارای آثاری در و بود. اجداد قاضی نورالله به نجم الدین محمود حسینی مرعشی آملی که از به شوشتر هجرت کرد بازمیگردد. قاضی نورالله همواره به پیوند خود به این سلسله افتخار میکرد و این مسئله در آثارش نمایان است. فرزندانقاضی نورالله شوشتری ۵ پسر داشت که هر یک از آنان از نویسندگان، شاعران و علمای عصر خود به شمار میروند و دارای تألیفاتی هستند:
تحصیلاتسید نورالله، در شوشتر به تحصیل علم پرداخت. علوم نقلی و عقلی را نزد پدرش آموخت و طب را نزد حکیم فراگرفت. و از معلمان او بودند. او در ۲۳ سالگی در سال ۹۷۹ (ه.ق) به همراه برادر کوچکترش سید وجیه الدین محسن برای تحصیل به رفت. قاضی نورالله در مشهد در درس حاضر شد و بیشترین بهره علمی خویش را در زمینههای ، ، و و از او کسب کرد. او از درس ، ادبیات عرب و تجوید را فراگرفت و در ادامه تحصیل از بزرگانی کسب کرد. از آن میان میتوان به فرزند (مؤلف کتاب در اعتقادات) و همچنین اشاره کرد. هجرت به هندسید نورالله در سال ۹۹۲ یا ۹۹۳ق مجبور به ترک و مهاجرت به شد. علت این مهاجرت، مصیبتهای مداوم و فجایع و شورشهای مکرر در مشهد بود؛ به طوری که در یکی از حملاتِ ازبکها به مشهد، برادرش کشته شد. در این زمان هنوز رسما بر تخت ننشسته بود. بیثباتی سیاسی ، سید نورالله را وادار به مهاجرت به محل امنتری کرد. هندوستان در آن زمان یکی از آرامترین دوران تاریخ خود را سپری میکرد. شاید این آرامش هندوستان، به روحیه بازمیگشت که در آن زمان بر آن سرزمین حکمرانی میکرد. اکبر شاه، پسر همایون شاه، نوه بابر و از نسل در ۱۴ سالگی به سلطنت رسید و لیاقت و درایت ازخود نشان داد و ممالک ، و و را به تصرف خود درآورد و سلطنتی بزرگ تشکیل داد و شهرها و آبادیهای بیشماری بنیان نهاد. اکبر شاه علیرغم علاقه فراوان به عمران و آبادی، و عنایت خاصی که به مسائل فلسفی داشت، اما عقیده چندان محکمی نسبت به دین خاصی نداشت. همین نگرش اکبر شاه به دین، او را به فکر ارائه دینی برآمده از ادیان مختلف انداخت. قاضی نورالله شوشتری به هنگام ورود به آگره، اول به دیوان در فتح پور سکری نزد ابوالفتح ، طبیب حاذق ایرانی و شاعر بزرگ رفت. مسیحالدین گیلانی بعد از فراگیری علوم و فنون در سال ۹۸۳ ق. وارد هندوستان شد و به خاطر قابلیت و استعداد خویش در زمره مقربان اکبرشاه درآمد. مسیح الدین، شوشتری را به اکبر شاه معرفی کرد. سید نورالله شوشتری، کتابی که درباره نوشته بود، به شاه اهدا کرد. اکبر شاه به او و کتابش بسیار علاقمند شد. اصحاب تراجم نقل کردهاند که قاضی نور الله، اولین عالمی بود که در هند اظهار کرد و به آن دعوت نمود و با علمای مخالف جلسات مناظره تشکیل داد. قاضی القضات هندسید دو ماه در آنجا سکونت داشت. بعد از آن به همراه اکبر شاه به رفت. قاضی لاهور، پیرمردِ سالخوردهای به نام «شیخ معین» بود. دستور بازنشستگی او را صادر کرد و سید نورالله به جای او منصوب شد. شوشتری پیش از آنکه بر منصب «قاضی القضاة» بنشیند، به اکبرشاه گفته بود میتواند مسائل دینی را بر اساس منابع اصلی آنها ارزیابی و بررسی کند و در نتیجه ناچار نیست که همواره از یکی از مذاهب فقهی پیروی کند؛ با وجود این در اجتهاد خود از حدود فقه سنّتی فراتر نخواهد رفت و بر اساس یکی از (، ، یا ) فتوا خواهد داد. اکبرشاه علی رغم بودن قاضی، به خاطر تواناییها و صلاحیتهایش او را به این سمت منصوب کرد. قاضی نورالله به دلیل آگاهی گستردهای که درباره فقه مذاهب چهارگانه و اختلاف آنها با یکدیگر داشت، میتوانست احکامی را که بیشتر به سود مردم و همچنین نزدیکتر به مذهب شیعه بود برگزیند. به همین جهت با اینکه خود سنی متعصبی بود و با سیاستهای اکبرشاه دشمنی سرسختانهای داشت، عدالت، شرافت و علم قاضی نورالله را میستود. فعالیتهای علمی و آثارمولف درباره زندگی علمی او مینویسد:
شه سرير ولايت علیِّ عالى قدر
كه كُنه او نشناسد جز إيزد متعال
بقرب پايه حقش نمىرسد هر چند
ز شاخ كند وهم نردبان خيال
بكار أهل طرب جود او چنان آمد
كه ماند مرحلهها در عقب بَريدِ سؤال
سؤال خاتم از او بىمحل ميان نماز
لطيفهايست نهانى ز إيزد متعال...
خوشا دمى كه شوى ساقى شراب طهور
مواليان تو نوشند جام مالامال
ز جذب لطف تو دارم اميد آنكه كند
بخاک كوى تو فارغ مرا ز فكر مآل
بغير از اين حسنه هيچ مدّعايم نيست
جز اين دعا نبود بر زبان مرا مه و سال
اميدوار چنانم كه مستجاب كند
دعاى خسته دلان لطف ايزد متعال
مناظرات علمیاز مناظرههای قاضی نورالله میتوان به مناظره او با عبدالقادر بن ملکوک شاه بدوانی از عالمان اشاره کرد. او در کتاب منتخب التواریخ خود از آن یاد میکند. همچنین مناظره شوشتری با که قاضی نورالله خود در به آن اشاره مینماید. شاگردانقاضی نورالله، را بر مبنای مذاهب پنجگانه ؛، ، ، و برای طلاب هر مذهب تدریس مینمود و در خاتمه و بیان اقوال، نظر شیعه را با ظرافتی خاص بر کرسی مینشاند. جوّ ضدشیعی و رابطه مخفیانه شاگردان شیعیمذهب و همچنین قاضی نورالله، موجب شد که غیر از چند تن که آن هم برخی از فرزندان قاضی بودهاند، نام شاگردان دیگر وی در تاریخ به ثبت نرسد و تنها نام این بزرگان در دفتر باقی بماند:
شهادتقاضی سید نورالله شوشتری در زمان پادشاهی فرزند در سال به اتهام شیعه بودن، در زیر ضربات شلاق به رسید. دلیل شهادت وی، نوشتن کتاب و بنابر نقلی بود. در نتیجه این حادثه، نورالله شوشتری به معروف شد و مزار او در (اکبر آباد) زیارتگاه مسلمانان شبه قاره گردید. نحوه شهادت او را چنین میآورد: تکنگاریکتاب «فیضُ الاله فی ترجمةِ القاضی نورالله» نوشته جلالالدین حسینی، سرگذشتنامه قاضی نورالله شوشتری است، که به زبان عربی، در ۱۳۱ صفحه، توسط چاپخانه شرکت سهامی طبع کتاب، در سال ۱۳۶۷ق/ چاپ شده است. پانویس
منابع
|
|||||||||||||||||||||||||||||||